مقاومت گنجی افول خاتمی
ابتدا علی اصغر سیدابادی در وبلاگ هنوز یادداشتی با عنوان دوران تازه ای از افول خاتمی نوشت :
دیروز من هم به مراسم سلام خاتمی رفتم . اسمش نشان از گرایشی غیر دولتی داشت . ورود خاتمی را به عرصه فرهنگ و هنر و اندیشه سلام باید می گفتند ؛ اما مراسم آن چیزی نبود که انتظارش را داشتم .این مراسم را با مراسم خداحافظی خاتمی از وزارت ارشاد که مقایسه می کنم چیزی عذابم می دهد ، نشانه ای که حکایت از تغییر دارد ، تغییری که روبه جلو نیست .این مراسم یک نشانه بود ، نشانه ای از آغاز دوران تازه ای از افول که مجریان جوان تلویزیون جای اندیشمندان را می گیرند و مدح گویان جای منتقدان را . دو سوی خاتمی نیز دو شخصیت نشسته بودند که باز هم نشانه اند ، نشانه دوران تازه ای از افول یا ...یک سوی خاتمی مجید انصاری نشسته بود که در انتخابات قبلی علیرغم این که حزبش ( روحانیون مبارز ) از کروبی حمایت می کرد ، در ستاد تبلیغات هاشمی فعالیت می کرد و در سوی دیگرش عارف که قرار است در کابینه احمدی نژاد هم به ایران و اسلام خدمت کند . خاتمی از میان این دو تن به سوی تریبون رفت تا در نقد اصلاح طلبان سخن بگوید . البته دیگرانی هم به این مراسم آمده بودند ، عزت الله سحابی و سعید حجاریان و مصطفی معین و علیرضا رجایی و علی مزروعی و کسانی دیگر تا خاتمی به نقدشان بپردازد.
من نیز در کامنتی برایش نوشتم :
خرس مهربان: سلام دوست عزيز . خسته نباشي . دوست عزيزم خود شما و جواناني چون شما كه ده ها روزنامه به راه انداختين از هر راهي كه امكانش باشد مجله روزنامه كتاب وبلاگ ، تخم انديشه پيشرفت آزادي حقوق بشر دموكراسي را مي كارين بسيار با ارزش تر از خاتمي و يارانش هستين خاتمي مير حسين موسوي بهزاد نبوي كروبي همه و همه در تمام اين فجايعي كه در 25 سال گذشته رخ داده سهيم هستند در كشتار هاي دهه 60 جنگ ...و به اين خاطر نتوانستند گامي به پيش بر دارند خاتمي رفت چه باك جوانان ديگر در راهند و البته ديگراني كه هيچوقت الوده نشدند يا از نيمه راه برگشتند منتظري گنجي عبداله نوري يوسفي اشكوري و ده ها تن ديگر . خاتمي لايق اعتماد ما نبود اين لباس بر قامت او نبود البته من هر دو بار برايش راي دادم حتي اين بار به معين و هاشمي، براي معين ستاN هم زديم براي اينكه راه ديگري نداشتيم و لي لايقش نبودند خاتمي نبوي معين ووووو هيچكدام موفق باشين .
مهدی جامی هم در وبلاگ سیبستان در یادداشتی با عنوان انقلاب تک نفره به نقد اکبر گنجی پرداخت او نوشت :
همه چيز حاکی از آن است که اکبر تنهاست. گنجی نشان داده است که از الگويی شبيه الگوی آيت الله خمينی پيروی می کند. همان حرفها و همان نوع استدلالها و همان شعار اصلی همان قاطعيت و يکدندگی. اما اگر اين شباهت را اصل بگيريم موقعيت او بيشتر شبيه آيت الله خمينی در سال 42 است تا 57. تفاوت 15 ساله ای که مردم در آن دوره توانستند به پای آقای خمينی برسند و حرف او حرف آنها هم بشود. گرچه من همين اتفاق را در باره همدلی با گنجی در ديدرس نمی بينم.گنجی از نسلی است که زياده به ارزش کلمه بها می دهند. اما می بينيم که کلمات او از آتشگاه جان بيرون نيامده می افسرند. کلمات او بازتابی ندارد. اگر داشت بر می انگيخت بسيج می کرد قدرت بود. او اشتباه می کند که در قدرت سياسی با قدرت کلمه می آويزد. او همه حجاب ها را فروريخته است اما هنوز حجاب اکبر بر جاست.
من نیز برایش کامنتی گذاشتم
سلام دوست عزيز اقاي جامي. كار اكبر گنجي به نظر من درست هست اين دوستان او هستند كه دل از مقام و قدرت و پول نمي كنند. او اگر تنهاست به خاطر انحطاط بزرگي هست كه عوام و خواص را در برگرفته است آنها نمي توانند از رانت هاي زيادي كه برايشان مدرك مقام و ثروت آورده است چشم بپوشند اين ديگر گناه گنجي نيست.
مهدی کاظمی در وبلاگ تحلیل های روزانه در نقدی بر گنجی با عنوان گنجی قربانی یا محرک خشونت ؟نوشت :
Ø اعتصاب غذای گنجی ، ضد انسانی است.
Ø اعتصاب غذای گنجی، امر غیر دموکراتیک است.
Ø اعتصاب غذای گنجی، تحقیرگرانه است.
Ø اعتصاب غذای گنجی ، سترون ساز و منفعل گر است.
Ø اعتصاب غذای گنجی، خشونت افزا است.
من نیز در کامنتی برایش نوشتم
سلام اقای کاظمی عزیز. خسته نباشین. از لطف تون هم ممنون که لینک خرس مهربان را قرار دادین. دوست عزیز ولی با کلیت نوشته شما موافق نیستم
اول اینکه حق درمان حق زندگی و حق اعتراض در این دنیا و در این روزگار چنان حق معمولی هست که امری والا یا مقدس در نظر گرفته نمیشود در ضمن حق درمان و حق زندانی شدن در حداقل شرایط انسانی نیز دفاع از وجود انسانی هست.
دوم اینکه (دموکراسی بر شانه های انسان های متوسط سوار است ) دوست عزیز دیگر چنین انسان هایی وجود ندارد نسل این انسان متوسط را ملخ خورده نه ببخشین در پاکسازی وسیع و قتل عام گسترده سال های 60 مافیای حاکم این صدها هزار از انسان های متوسط را اعدام زندانی یا دربدر کرد آنچه ماند میلیون ها روستایی و کوپن حاشیه نشین و لومپن و کوپن فروش وووغیره بود که الان به همه آنان کاغذ دکتری مهندسی وکالت قضاوت سرداری و سرهنگی استادی و غیره داده است یعنی ما در جامعه اکنون فقط هزاران نفر انسان متوسط داریم و میلیون ها نفر انسان ما قبل متوسط گنجی انسان متوسطی هست که می خواهد برای همان خواست های متوسط انسانی خود تلاش کند
سوم انکه ( وجود دیگران را تحقیر می کند زیرا ، ناتوان از رها شدن از " زندگی " برای کسب اهداف
" معنوی و والا" نیستند. ) به درستی وجود این دیگران تحقیر امیز هست نیاز به تحقیر کردن نیست. دلم نی خواهد این قسمت را ادامه بدهم مجالی دیگر شاید
چهار آنکه (اذهان طبقات متوسط را " سترون " و " نازا " می کند ) در این قسمت دو نکته وجود دارد یکی اینکه ذاتا آنها که کاری می توانستند بکنند نتوانستند یعنی ذاتا اندیشه و فکر انان سترون و نازا هست والا می توانستند کاری کنند دیگر آنکه اصلا دیگر طبقه متوسطی نداریم زیرا که قبلا در سال های 60 حذف فیزیکی شده و بقایای چند هزار نفری آن همراه با رویش های جدید آنقدر ضعیف و کم نفر هست که طبقه نامیده نمیشود. ببخشین زیاده طولانی شد و نامنظم سعی می کنم اگر فرصتی بود منظم تر و بند به بند بررسی کنم. در ضمن از تلاش های شما و بقیه دوستان که با اسم واقعی می نویسن و در عرصه های اجتماعی هم با این اسم شناخته میشوند قدردانی می کنم و شرایط شما را درک می کنم که بسیار قابل تقدیر هست
اقای کاظمی در یاددشتی دیگر با عنوان گنجی باید بی رحمانه نقد شود؟ نوشت :
(اگر)جسم ما ارزش فداکردن برای آزادی را داشته باشد. (پس)گرفتن جان دیگران می تواند بهایی برای آزادی به حساب آید.
سلام آقای کاظمی عزیز این که خجالت کشیدن و رودربایستی ندارد خیلی ساده می روید پیش قاضی مرتضوی می گوئید که آقا من تو جبهه شما هستم. ظاهرا خیلی ها در این مدت از اصلاح طلبان سابق تلاش می کنند که با حضور در محضر رئیس جمهور منتصب اخلاص و ارادت خود را برای خدمت اعلام کنند مگر عارف و آقایان وزرا و روسا و مدیران نکردند ............ می بخشین اگر جوابم کمی ناراحت کننده شد دیگر چیزی به غیر از این به ذهنم نرسید .
اقای سجاد صاحبان زند در وبلاگش ابرک شلوار پوش نوشته بود :
واقعا جای عجیبی است این دنیا.چه کسی فکر می کرد احمدی نژاد رییس جمهور ما شود.اما شد. تقلبی هم در کار نبود.اصلا چه نیازی به تقلب ؟ مردم رای دادن و ایشان برنده شدند. هرچند من با این انتخاب موافق نیستم ، اما به رای مردم احترام می گذارم. اما در این جا روی سخنم با آن هایی است که خودشان را الکی خراب می کنند.منظورم شورای نگهبان یا نهاد های نظارتی دیگر است.
در انتخابات شوراهای اسلامی شهرها ، تایید صلاحیتی در کار نبود.اما کسانی رای آوردند که کسی فکرش را نمی کرد. چون مردم پای صندوق ها نرفتند. از همین انتخاب ، فردی به سیاست ایران معرفی شد که امسال توانست رییس جمهور شود.در صورتی که خیلی ها با کراوات و میک آپ فراوان ، عکس انداخته بودند و نامزد انتخابات شده بودند.اما کسی به آن ها رای نداد.
اما شورای نگهبان این درس را نگرفت ودر انتخابات مجلس هفتم عده ی نسبتا زیادی رد صلاحیت شدند. اما باور کنید ، این فقط به نفع افرادی بود که رد صلاحیت شدند.چرا که به نظر من رای آوردن این افراد با توجه به انتخابات شوراها ، چندان منطقی نمی نمود.چرایش را هم عرض می کنم.در انتخابت ریاست جمهوری هم این حکایت تکرار شد.اگر رهبر انقلاب دست به کار نمی شد ، وضعیت حتا بدتر می شد.او پیشنهاد کرد معین و مهر علیزاده هم باشند.
من نیز در کامنتی برایش نوشتم :
سلام دوست عزيز جناب اقای زند که اين همه تلاش می کنين، خسته نباشين. اولا از اينکه با نام اصلی خود می نويسيد در مجلات و روزنامه ها در وبلاگ تون شرايط شما را درک می کنم و تحسين تان می کنم اما بعضی چيزها را که نمی شود نديد گرفت مثلا اينکه اين يک انتخابات نبود بلکه يک افتضاح و تقلب بی شرمانه بود يک کودتا . با اين نتايج که نمی شود تحليل داد تازه دوستی هم مثلا اقای محمدرضا سرداری در روزنامه شرق سبدهای رای هاشمی و احمدی نژاد را مقايسه می کند چه اشی چه کشکی
دوما وقتی به جامعه نگاه می کنی به آدم ها جوان ها و دانشجو ها از اينکه تو چه انحطاطی به سر می برند مثلا تو آزادترين انتخابات در تهران ۱۰ ميليونی تاج زاده اشوری توسلی سر گروه های مشارکت کارگزاران ملی مذهبی ها هر کدام ۱۵ هزار رای اوردند تو شب شعر گنجی ۵۰۰ نفر شرکت کردند. اين موضوع البته ديدن ثمره يک چيز ديگر هست که ديده نميشود دوست عزيزم در سال های ۱۳۶۰ تو اين کشور يک نسل کشی انجام شد يک نسل کشی بيرحمانه و وسیع صدها هزار نفر اعدام زندانی و آواره شدند چنان کشتاری انجام شد که نسل فرهنگ و انديشه را از روي زمين کندند و البته اقای خاتمی بهزاد نبوی مصطفی معين همه تو اين جريان بودند دليل اينکه هيچ وقت نتوانستند تو اصلاحات گامی پیش گذارند همين بود می بخشين خيلی طولانی شد تا وقتی ديگر موفق باشين .
