تبليغاتX
گفتگو های خرس مهربان - باز هم قومیت ها

گفتگو های خرس مهربان

آدمی عشق زندگی فرهنگ و ......................

باز هم قومیت ها

 

سه شنبه، 28 تير، 1384 بحران های قومی همچنان حادتر ميشود . سرکوب مداوم مافيای حاکم و تغييرات منطقه ای آن را به شکل پيچيده ای در آورده است. در چند هفته اخير درگيری های سنگينی در بلوچستان به وقوع پيوست که تعداد زيادی تلفات داشته است.در اعتراض به نامه جعلی ابطحی اهواز چندين روز صحنه آشوب و اعتراض بود. اعتراض مردم مهاباد به قتل وحشيانه شوانه قادری ابعاد وسيع تری يافته و با تجمع ، اعتصاب و بسته شدن مغازه ها همراه بود که شديدا توسط مافيای حاکم سرکوب شده است. چند هفته پيش به خاطر ممانعت از برگزاری مراسم بزرگداشت بابک در قلعه بابک کليبر ، تمام فعالين قومی در تمامی شمال غرب احضار شده و با تهديد از همه آنان تعهد گرفته اند که نبايد به مراسم بابک بروند و از ده روز قبل تمامی آژانس و تورهای مسافرتی را مجبور به تعطيلی کارشان کرده اند و از دو روز قبل به طور کامل جاده های منتهی به قلعه بابک را بسته بودند. هر چند تا حالا نيروها و فعالين مرکزی چشم خود را ير روی فعاليت های فعالان قومی بسته اند و تمامی اين فعاليت ها را بايکوت کرده اند که نمونه بارز آن دستگيری يوسف عزيزی بنی طرف فعال عرب در جريان نا آرامی های اهواز بود که کمترين انعکاس و اعتراض را در ميان اصلاح طلبان مرکز در پی داشت. بايد توجه داشت بدون حضور فعالان قومی و به رسميت شناخته شدن مطالبات قومی هيچ جبهه دموکراسی و حقوق بشر وسيع و کارآ تشکيل نخواهد شد.

 --------------------------------------------------------------------------------------------

برای رسيده به آزادی دموکراسی و حقوق بشر راه دشواری داريم يکی از دشواری های اصلی در مورد قوميت ها نمود پيدا ميکند. روشنفکران ما بايد ياد بگيرند که دموکراسی و حقوق بشر به يک سان حق همه هست اگر به دستگيری روزنامه نگاران  مرکز اعتراض می کنيم بايد به دستگيری روزنامه نگاران قومی هم اعتراض کنيم اگر به سانسور و بستن مطبوعات مرکز معترضيم بايد به سانسور و توقيف نشريات قومی هم معترض باشيم اگر با زندانی شدن و محدوديت فعالان سياسی مرکز مخالفيم با سرکوب فعالان قومی هم مخالفت کنيم. اين يک سوی قضيه هست سوی ديگر قضيه اين هست که روشنفکران مرکز با ناديده گرفتن پتانسيل قومی چنان فرصت هايی را از دست می دهند که باور کردنی نيست به عنوان مثال مطبوعات قومی چنان قرق شکنی می کنند و از چنان خط قرمزهايی عبور می کنند که هيچگاه در مطبوعات مرکز ديده نميشود . به عنوان نمونه به يک مصاحبه در مجله سس در سطور بعدی خواهم پرداخت . فرصت ديگر امکان تجمع های عظيم قومی هست که هيچگاه نيروهای روشنفکری سياسی يا اصلاح طلب مرکزی نتوانستند از ان استفاده کنند نمونه بارز آن مراسم بزرگداشت بابک در فلعه بابک هست . در حاليکه نيروهای مرکز در تهران ۱۰ ميليونی و در دانشگاه هايی با بيش از ده ها هزار دانشجو حداکثر موفق به برگزاری جلساتی با ۲و ۳هزارنفری ميشوند ، هر ساله گردهمايی قلعه بابک در يک کوهستان با فاصله ای چند ساعته از شهر های مجاور با حضور صدها هزار تن بر گزار ميشود که هيچگاه روشنفکران يا فعالان سياسی مرکز از آن استقبال نکرده اند و حتی با بايکوت آنان مواجه شده است . سعی می کنم در اين ويژه نامه برخی از اين نشريات قومی ترک ها را معرفی کنم

فراسو : در مورد مسئله قوميت ها ؛ به نظرم قبل از ارائه هر راه حلی بايد زمينه فراگيری زبان و ادبيات هر قوم را فراهم کرد. بدون دانستن زبان ؛ ما هرگز همديگر را نمی فهميم! شايد باور نکنی ؛ تجربه دوساله ای که از زندگی در تبريز داشتم و فراگيری زبان آذری ( با همه بی استعدايم) چقدر در شناختن اين ناحيه از کشورم به من کمک کرد! آنجا البته با چهرگانی نيز آشنا شدم!جايی نشسته بوديم و او به آذری سخن می گفت؛گروهی اعتراض کردند که چون ممکن است برادران فارس هم ميان ما باشند؛ فارسی سخن بگو! می دانی چه گفت؟..گفت: چوپان های ما فارسی را ياد گرفتند اينها که مثلا دانشجويند هنوز آذری را ياد نگرفتند؟...دوستت دارم!

دد کیو :

من هم به ذهنيتى كه سركوب توده بىدفاع علوى ترك (اهل حق) اوچ تپه-قوشاچاى توسط دولت فوندامنتاليست فارس را به شكل (؛جنگ سبيل در ميان‌دوآب؛) تيتر مىدهد شديدا اعتراض مىكنم. اين سركوب زائيده همان ذهنيت است.... مبارزه جعفريان و علويان و بهائيان و سنىيان و لادينان ترك در ايران٬ بخشى از مبارزه دمكراتيك خلق ترك و آذربايجان براى رهائى و تجدد و جامعه اى انسانى است٬مبارزات دمكراتيك علويان ترك (اهل حق) براى شناخته شدن به عنوان يك گروه دينى و احترام و تضمين حقوق و هويت دينىشان و در بستر مبارزه گسترده تر خلق ترك و آذربايجان براى ايجاد دولت آذربايجانى ملى و لائيك و پايان دادن به اسارت و مستملكه بودن خود است و ازينروست كه امروز ما همگى٬ همه خلق ترك در ايران جعفرى است٬ همه خلق ترك در ايران اهل حق است٬ همه خلق ترك در ايران بهايى و سنى و لادين است......

-------------------------------------------------------------------------------------------

 شنبه، 5 مهر 1382،

 ** يار گيری از نيروهای قومی در قوميت های غير فارس که هرچند دغدغه های متفاوتی دارند ولی مصرانه خواهان دموکراسی هستند : اين نيروی در بسياری از مناطق بسيار قوی تر از خود اصلاح طلبان هست . مثلا در انتخابات شورا ها تمام جريانات اصلاح طلب حداکثر ۱۵۰۰۰رای در تهران اوردند و نتونستند حتی اعضای خود را مجاب کنند . در حاليکه يک تشکل قومی نزديک به اصلاح طلبان در يک انتخابات پرشور تمامی کرسی های اهواز ابادان و خرمشهر را درو کرد. همين کار را می توان در بين ترک ها بلوچ ها کرد ها ترکمن ها کرد . در حاليکه تا حالا هيچ تلاش مهمی برای اين کار نشده است . يعنی سوق دادن خواست های قومی به بستر دموکراسی خواهی سراسری.

 free_green_bird

 با استفاده از نيروهای قومی برای دموکراسی ملی موافقم

ammar

من با نظر شما موافق نيستم.قومی گری هيچ وقت دموکراسی نمياره.شايد برای مدتی کوتاه بتونه اختلافاتی رو از بين ببره ولی در بلند مدت تعصب قومی سمی برای دموکراسی محسوب ميشه

 ----------------------------------------------------------------------------------------

 يكشنبه، 19 مرداد، 1382

 بيانيه <اذربايجان سخن می گويد>. هيچ انعکاسی در نشريات وسايت های اينترنتی نداشت . من در تنها سايتی هم که ديده بودم امروز سر زدم برداشته بود . مسئليه قوميت ها باان اهميت ودر حاليکه کشور مستعد بحران های قومی وبالکانيزاسيون می باشد متاسفانه همچنان به دور از توجه محافل روشنفکری و اصلاح طلبان کشور می باشد.

 ------------------------------------------------------------------------------------------

شنبه، 21 تير، 1382

 *** موضوع اصلی *** مسئله قوميت ها در ايران **** مسئله قوميت ها در ايران يک مشکل حاد وبحرانی است . مثل يک کوه يخی است که فقط نوک ان بيرون است وقسمت اعظم ان ديده نميشود . ولی وجود دارد يک روز ظاهر ميشود . هم چنان که سال های قبل هر از چند گاهی اين اتشفشان منفجر شده است . لازم به ذکر است که تعدد وتنوع اقوام تشکيل دهنده جامعه ايران به نحوی است که اطلاق واژه های کثيرالقوم Plural Ethnic و جامعه چند قومی Multi-Etic Society براترکيب جمعيتی ان از واقعيتی غير قابل انکار خبر می دهد . حتی قبل از رضاشاه که ايدئولوژی باستانگرايی زرتشتی گری واريايی گرايی به فرهنگ مسلط تشکيلات سرکوب رضاشاهی تبديل شد نام کشور ايران ممالک محروسه ايران بود . بااين حال جالب است که در دانشگاه های ما حتی يک کرسی قوم شناسی يا يک کرسی در مورد عرب ها ترک ها بلوچ ها نيست . کشوری که در عرض چند دهه اخير بارها با قيام های قومی روبرو بوده هيچ تخقيقی در مورد قوم گرايی ندارد . تنها نگاه نگاه اطلاعاتی وامنيتی به اين موضوع است . دولت ودانشگاه که هيچ ،حتی در محافل فکری وروشنفکری ما يک سانسور غيررسمی در عين خال بسيار شديد نسبت به اين موضوع ديده ميشود در هيچ يک از نشريات جدی ما هيچ اثری از هويت طلبان ترک عرب بلوچ وکرد وترکمن چاپ نميشود فقط از ۲الی ۳نفر مثل يوسف عزيزی بنی طرف عرب يا خالد توکلی کرد .. اين يادداشت در حال نوشته شدن است

   mahi-joon:

علی عزيز سلام مرسي از اينکه به من سر می زنی .در مورد مساله قوميت ها هم كاملا موافقم.مساله اي است كه اگر همه همين طور بخواهند ان را زير بال فراموشي و سانسور بگيرند؛روزي عواقب ترسناكي براي همه به ارمغان خواهد اورد

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 15:9  توسط خرس مهربان   |