بقیه لیبرالیسم
خرس مهربان :
جناب اقای موحد فاصله نگرفتن از قرآن و تكيه نکردن به آموزه هاي بشري چه عاقبتی دارد جمهوری اسلامی ايران عربستان طالبان ....در يادداشت قبلی حميد عزيز هم بحث شد اساسا دليل رويکرد به مارکسيسم و ليبراليسم در ان و ايم زمان چه بود ؟ ايا دلیل ان به بن بست رسیدن اموزه های مورد نظر شما نبود ؟
من هم با مريم عزيز موافقم ( تا زمانی که مجالی برای مطرح شدن تفکرات در جامعه وجود نداشته باشد يا شايد به معنای دقيق تر آزادی بيان نداشته باشيم هيچ گاه نظرات سمت و سوی مشخص و دقيق پيدا نخواهد کرد ) دقيقا به خاطر همين نبودن فضا هست که مثلا يک روز فرديد يا داوری يا مصباح به نام مستعاری تبديل ميشود برای کسی که نمی توانيم نامش را ببريم و نقدش کنيم . برای شفاف شدن و رهايی از اين تناقضات که البته نه تنها يقه سروش را گرفته بلکه تمامی جوانب زندگی ما را در برگرفته بايد آن فضا و مجال ايجاد شود ....
من هم سئوال های ورهرام عزيز را دارم که متاسفانه هيچکدام از دوستان جواب ندادند . ايا با بازگشت به متن اصيل اسلام و قران با اياتی صريح نظيربکشيد ائمه کفر و مسئله ارهاب که ان همه اقای مصباح رويش زحمت کشيده اند چه ميشود ؟
-------------------------------------------------------------------------------------------
سینا موحد :
پاسخی به خرس مهربان و ورهرام
۱) اول مشخص کنيد چه متدهايی داريم چون اين کلمه از آن کلماتی است که هر کس از ظن خود يار آن ميشود.
۲) منظور از ارهاب در قرآن را نفهمیدم چون ارهاب در عربی جدید به معنای ترور است و درقرآن به این معنا به کار نرفته است
۳) قاتلوا ائمه الکفر یعنی با پیشوایان کفر بجنگید و درباره مشرکین است. ما که اکنون مشکلمان مشرکان نیستند در ضمن تمامی جنگهای صدر اسلام ( زمان پیامبر ) دفاعی بوده است یعنی ابتدا مشرکان دست به شمشیر برده اند یا نقض عهد کرده اند .اگر نمونه ای خلاف سراغ دارید ذکر کنید
۴) آیا جمهوری اسلامی و حکومت طالبان یکسان می اندیشند که آنان را در کنار هم آورده اید ؟
۵) فرض کنیم با متد سنتی ( که البته نمی دانم چیست ) به قرآن نگاه کنیم و مثالی از آن را المیزان قرار دهیم آیا از تفسیر المیزان حکومت طالبان بیرون می آید؟ از کجای این تفسیر؟
۶) در مورد الرجال قوامون علی النسا عجالتا مراجعه کنید به تفسیر نهج البلاغه محمد تقی جعفری در ذیل خطبه ۷۹ . گو اینکه تفسیر ایشان از آیه فوق خود جای نقد دارد.
-----------------------------------------------------------------------------------------
خرس مهربان :
سلام دوست عزيز اقای موحد .
۱- من سواد عربی و قرانی ام ضعيف هست ولی با مراجعه به اقای مصباح و اقای حجاريان به عنوان عالم و روشنفکر اسلامی ارهاب يعنی تروريسم .
۲ - البته مشکل مشرکان نيست بلکه تحمل ديگری هست حالا مشرکان نيستند دگرانديشان هستند .
۳- بله هر دو يکسان می انديشند منتهی حوزه ای که در ان قدرت دارند با هم قرق می کند . البته اين مورد نياز به توضيح دارد . چندی پيش حسين درخشان با تلويزيون امريکا مصاحبه می کرد و گفت که جمهوری اسلامی ايران با طالبان فرق دارد ايشان سينما را مثال زد من می توانم نوع رفتار با زنان را هم مثال بزنم
. زيبا کلام هم به گونه ای ديگر ايران را با کره شمالی مقايسه کرد و نوشت چرا اين همه جايزه به مخالفان ايرانی می دهند ولی به مخالفان کره شمالی نمی دهند ؟ نکته اينجاست که ايران با افغانستان و کره شمالی اصلا قابل مقايسه نيست . در ايران ۱۰۰ صد سال هست گروه های وسيعی از مردم برای ازادی و پيشرفت و دموکراسی تلاش می کنند قبل از انقلاب اکتبر روسيه در ايران انقلابی دموکراتيک رخ داده است ازاديخواهان ايرانی در بسياری از کشور ها از نزديک با پيشرو ترين نيروهای زمان خود در ارتباط بودند در قفقاز عثمانی مصر هند اروپا در گير انديشه های مدرن بودند يک صد سال پيش انقلابيونی از قفقاز ارامنه گرجی ها بلغار ها فرانسوی ها المانيهاحتی امريکائيها دوش به دوش مردم ما برای آزادی جنگيده اند صنعت سينما فقط با چندسال فاصله وارد کشور شده است نويسنگدان مترجمين روزنامه نگاران تجار صنعتگران کارگران ..ايرانی در همه جا حضور داشتند . شما چنين کشوری را مقايسه می کنيد با ليبی کره شمالی افغانستان. اگر اينها با طالبان فرق دارند به اين علت هست که اقشار وسيعی از مردم چنين تفکری را قبول ندارند و اينها نمی توانند آن را اعمال کنند و الا اينها با شعار ياروسری يا توسری وارد ميدان شدند ولی تا حدی فقط موفق شدند ولی به طور کامل و مثل طالبان نتوانستند
۴- دوست عزيز من نمی دانم که از کجای الميزان در امده است ولی طالبان جمهوری اسلامی حکومت عربستان همه اعلام کرده اند که از متن اموزه های اسلامی بيرون آمده اند
۵- دوست عزيز بايد به جای استفاده از تفاسير ضد و نقيض ناسخ وو منسوخ بايد به صورتی شفاف برابری انسان ها اعم از رنگ جنس نژاد و عقيده از سوی علمای اسلامی و روشنفکران دينی حقوق بشر به عنوان پايه و اساس حقوق انسان ها اعلام شود . سراسر اموزه های مذهبی پر از تبعیض و نا برابری بین زن و مرد مسلم و کافر ارباب و بنده و غیره هست
دوست خوبم من اصراری ندارم که اين اشکال ها در اسلام مسيحيت يا هر دين و تفکری ديگری وجود داشته يا نه . اساسا حقوق بشر دموکراسی ...اينها ارزش هايی مدرن هستند و اخرين دستاورد های بشری و اين عيب نيست که اينها در اموزه های ۱۰۰۰ سال قبل دينی وجود داشته يا نه همين که بشود گفت که اينها اموزه ها تناقضی با اموزه های دينی ندارد و اين آموزه ها گونه ای قرائت شود که کنتاکتی با آموزه های مدرن انسانی نداشته باشد کافی هست همان کاری جناب آقای مجتهد شبستری اعلی الله مقامه و درازنا طول عمر شريفه( عربیش یادم رفت ) انجام می دهند کافی هست و ديگری نيازی به انهمه تفسر و عرق ریزان نیست . هم ایمان مومنان محفوظ جانشان در امان . این وصیت آخر مهندس بازرگان هست که البته دکتر سروش هم به آن نزدیک شده است
-----------------------------------------------------------------------------------------
سینا موحد :
خرس مهربان
فعلا برای پاسخ بخشی از مطالبتان که هر چه خوبی و پاکی است را به حساب موجود مجهول الهویه ای به نام مدرنيته گذارده ايد شما را ارجاع می دهم به مقاله احمد فعال ( فکر ميکنم نام مستعار بنی صدر است) به اکبر گنجی در وبلاگ ذیل
http://farasiasi.blogspot.com/2006/05/blog-post.html
برای بقيه ی مطالبتان اگر عمری بود پاسخی مبسوط خواهم نوشت
جناب خرس مهربان
۱) ارهاب در عربی جدید به معنای ترور است اين را که خود من هم گفتم ولی در قرآن به اين معنا بکار نرفته است اگر جايی سراغ داريد آدرس بدهيد. من نه حجاريان را به عنوان روشنفکر اسلامی قبول دارم و نه مصباح را به عنوان عالم.
۲) اگر کسی بخواهد از قرآن به نفع خود بهره برداری کند اين مشکل از قرآن نيست. دستور جنگ با اهل کتاب هم در قرآن نيست ( مگر در مواردی که آنها تعرض نظامی کرده اند یا با مشرکان هم پیمان شده اند) تا چه برسد به دگر انديشان.
۳) قرآن می گويد دشمنی با قومی شما را به تخطی از عدالت وادار نکند. طالبان و جمهوری اسلامی را در يک رديف قرار دادن خلاف عدالت است. ضمن اينکه در جمهوری اسلامی هيچوقت قرائتی واحد از اسلام در تمامی سطوح حاکم نبوده است. ممکن است بخشی از سطوح پائین طالبانی بیاندیشند ولی لااقل مسیولین طراز اول با تمامی انتقاداتی که بر عملکرد آنها وارد است حداقل طالبانی نبوده اند.
مگر مردم افغانستان طرز تفکر طالبانی را قبول داشتند؟ اینجا که مردم بی سلاحند در افغانستان که مسلحانه در برابر طالبان مقاومت می کردند.
۴) من رابطه ای با زيباکلام و طرز تفکر وی ندارم
۵) ما چيزی واحد به نام مدرنيته نداريم. مدرنيته انتزاع ذهنی از سلسله وقايع و تفکراتی است که پس از انقلاب صنعتی رخ داده است. اين وقايع و تفکرات نه همگون هستند و نه از يک سنخ. مارکسيسم و فاشيسم هم از تفکرات عصر مدرن هستند و دموکراسی بر خلاف نظر شما مربوط به دوران مدرن نیست و ریشه در یونان باستان دارد
حقوق بشر نیز مربوط به دوران مدرن نیست و ريشه در تمدنهای بين النهرين و ايران باستان دارد.
۷) اين که تمامی ادميان در دوران مدرن با هم برابرند بيشتر به جوک شبيه است. گويا فراموش کرده ايد که قبل از انقلاب در همين ايران کاپيتولاسيون حاکم بود يعنی ايرانی با امريکايی برابر نبود.
۸) عدم برابری انسانها در جوامع سرمایه داری و حتی برده داری به شکل مدرن چيزی نيست که بر ارباب معرفت پوشيده باشد.
حقوق بشر دوران مدرن بر یک دروغ اشکار بنا نهاده شده است و آن این که برابری حقوقی نشاندهنده برابری انسانهاست. اگر فرض کنيم چنين برابری تحقق هم بيابد باز هم دليل ایجاد برابری در بین انسانها نيست. تفصيل بماند برا ي بعد
---------------------------------------------------------------------------------------
خرس مهربان :
سلام بر حمید عزیز و سلام یه اقای سینا موحد عزیز
مقدمه : چند مقاله از آقای احمد فعال در سایت ها دیده ام که نخونده ام عکسش که شبیه بنی صدر نیست ولی افکارش در همان حدود .( الان مقاله ای که شما ادرس دادین و مقاله ای که امروز در گویا دارد نگاهکی کردم ) در مورد مدرنیته در بند ۵ توضیح می دهم
۱- البته من دلیلی نمی بینم که آن دو تن دروغ بگویند ولی چشم اگر وقتی شد دوباره نگاه می کنم .
۲- ظاهرا نیازی به استفاده ابزاری و بهره برداری و غیره نیست به قدر کافی مثال ها فراوان هست الان در مقاله ای در سایت اخبار روز چند مثال دیدم که کپی می کنم اینجا (
سورهی التوبه، آیهی ۱۲٣ :
بکشید کافران را از پس هم، تا جد یت و خشم شما را احساس کنند. //
سورهی محمد، آیهی ۰٣۵ :
سستی نکنید، به صلح تن در ندهید, چون الله شما را قویتر و بی نقص گردانده است. //
سورهی التوبه، آیهی ۰۲۹ :
بکشید کسانی را که به الله و احکام (...) او ایمان ندارند، همچنین آن د سته که خود اهل کتاب هستند ولی اسلام را نپذیرفتهاند، مگر اینکه تعهد کنند که با خواری و خفت بدست خود جزیه(جریمهی دگراندیشی در اسلام) بپردازند. //
سورهی محمد، آیهی ۰۰۴ :
کفار را در هر کجا یافتید گردن بزنید تا زمین از خون آنها رنگین شود. اسیران را محکم ببندید که قادر به گریز نباشند. )(
نقدی بر بخشندگی و فراموشی مردو آناهید )
۳- در مورد افغانستان اطلاعات چندانی ندارم ولی بخش هایی از مردم افغانستان طرفدار طالبان بوده و الان هم هستند ومردم بخش های شمالی مخالف طالبان هستند که به کمک نیروهای غربی توانستند تعادل قوا را که به نفع طالبان بود بشکنند و طالبان را شکست دهند . اما در ایران به دلیل تنوع فرهنگی بیشتر جامعه و سطوح بالاتر فرهنگی بخش های وسیعی از مردم طالبان نتوانستند سریع قدرت یابند همچنان که تا دو سال در مقابل یا روسری یا تو سری زنان شهرهای بزرگ مقاومت کردند و حتی در تهران تظاهرات هزاران نفری بر گزار کردند و این مقاومت بود که تراژدی نسل کشی سال های ۶۰ به بعد منجر شد در این نسل کشی جمهوری صد ها هزار نفر را اعدام زندانی کرد یا مهاجرت کردند . ابعاد این نسل کشی و حذف فیزیکی می توانید با مثال های ساده ای چون در صد استادان و دانشجویان دانشگاه ها بعد از بازگشایی آن در سال ۶۲ حدس بزنید
مثالی دیگر در فاجعه بوسنی که حدود یک صد هزار نفر از بوسنیایی ها صرب ها و کروات ها کشته شده اند در حالیکه در سال های ۶۰ دولت حدود یک صد هزار نفر را اعدام کرد. باور ندارید اسم ۴۰۰۰ نفر را در ۶۷ در سایت ها ببینید یا روزنامه های دولتی را در سال ۶۰ . هر شب ۳۰ نفر فقط در اوین .
۴- زیبا کلام و درخشان را فقط مثال زدم منظورم این بود که یک کشور ۷۰ میلیونی با درجه ای از رشد فرهنگی را نمی توانیم با جوامع کوچک چند میلیونی و شدیدا عقب افتاده چون کره شمالی افغانستان بروندی ...مقایسه کرده و بگوئیم وضعیت ما بهتر از آنان هست .
۵- دوست عزیز من نیز چون شما معتقدم مدرنیته ( سلسله وقايع و تفکراتی است که پس از انقلاب صنعتی رخ داده است.) به عبارتی دیگر مدرنیته همان پیشرفت ها و موفقیت هایی هست که تمدن انسانی در این مدت بدست آورده است چرا ما نباید از این تجربه ها و علوم استفاده نکنیم. دوست منظور من از دموکراسی ، دموکراسی آتنی و غیره نیست و منظور از حقوق بشر همان حقوق طبیعی و ذالک نیست . دموکراسی و حقوق بشر همان دستاوردهای ارزشمند معاصر بشری هست که همه می بینیم .هر چند استالینیسم و فاشیسم در چند کشور فاجعه آفرید در مقابل دموکراسی و حقوق بشر در ده ها کشور که هر چند به نسبت های متفاوتی اجرا می شوند چه دستاورد های درخشانی داشته است .
۶- ؟
۷- برابری آدمیان نه تنها شبیه جوک نیست بلکه در جوامع مدرن و پیشرفته که بر اساس دموکراسی و حقوق بشر اداره می شوند نه تنها جوک نیست بلکه واقعیتی هست که آدم کور باید باشد تا نبیند . قطعا برابری ( البته برابری مطلق امکان پذیر نیست ) ولی داشتن شرایط عادلانه تر در تمام زمینه ها اعم از حقوقی سیاسی علمی اقتصادی در جوامع مدرن قابل مقایسه با جوامع غیر مدرن چون جمهوری اسلامی
ایران امارات طالبان و شوروی کمونیست و غیره قابل مقایسه نیست
۸- البته خوشبختانه بنده از اربابان معرفت نیستم از رعیتان آنم ولی دوست عزیز حقوق بشر نه تنها بر یک دروغ بزرگ بنا نشده است بلکه ارزو و تلاش همه انسان های طرفدار دموکراسی و حقوق بشر بر این هست که شرایط هر چقدر بیشتر به شرایط ایده آل نزدیک تر شود انسان ها از حقوق بشر در همه زمینه ها بر خوردار شوند از آلام و رنج هایشان کاسته شود و بر کرامت شان افزوده گردد
و در آخر دوست عزیز م امین موج اگر به نقض مداوم حقوق بشر در ایران معترضیم اگر به کشتار و نسل کشی که در این کشور اتفاق افتاده معترضیم این ربطه به اعتراض کشور های دیگر ندارد اینکه آنها چرا ایران را محکوم می کنند و عربستان را نه برای من مهم نیست هر چند که می دانم سازمان های حقوق بشری همان گونه ایران را محکوم می کنند عربستان را هم محکوم می کنند ولی اینکه دولت امریکا با دولت ایران یا عربستان دوست هست یا نه محکوم می کند یا نه ؟برایم مهم نیست. آنچه برایم مهم هست نقض مداوم و دائمی حقوق انسانی من از طرف دولت هست و کشتار و نسل کشی سال های ۶۰ و الان محرومیت من و اقشار وسیعی از مردم ار خقوق مسلم خود و تاراج و دادن تمامی امکانات کشور به یک مشت مزدور خودش که در یک پروسه زمانی باعث حذف ما از همه عرصه های اقتصادی اجتماعی سیاسی و علمی کشور و بر کشیدن نوکران خود خواهد شد و ابن دقیقا یعنی نقض حقو ق بشر حالا دنیا می خواهد محکوم بکند یا نه مهم نیست
چند نکته کوچولو
۱- نمی دانم چرا برای بعضی از دوستان پذيرفتن برخی از جنبه های مدرنيته چون کامپيوتر تلويزيون يخچال اتومبيل دارو درمان پوشاک مدرن راحت هست ولی پذيرفتن حقوق بشر و دموکراسی اين قدر مشکل ؟
۲- در مورد مثال هايی که در بند ۲ از آيات کپی کردم اين فقط منحصر به اسلام نيست بلکه مسيحيت و يهوديت و ساير اديان و بی دينان شايد حتی کشتار های وحشتناک تری داشته باشند يا در کتب شان پر از اين مثال ها باشد. دوست عزيز م گفته اند که از اينها استفاده ابزاری شده است . دوست عزيز من آموزه هايی یا قرائت های جدیدی از آن آموزه ها می خواهم که نشود ازش استفاده ابزاری کرد
۳- مثالی تاريخی : در آلمان گروه بادرماينهوف و در ایتالیا بریگارد های سرخ اعلام جنگ مسلحانه کردند نخست وزير ایتالیا رئيس کارخانه بنز فيات ده ها قاضی و مقام ارشد را کشتند ولی چون دموکراسی و حقوق بشر حاکم بود حتی يک نفر اعدام نشد و بحران بعد از مدت يفروکش کرد . در ايران چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب در مورد شورش چه کشتاری راه افتاد . يا در عراق صدام حسین با مخالفان چه کرد. مثل اينکه فقط از خانواده آقای شاهرودی حدود ۴۰ نفر اعدام کرده است .
حميد عزيز در آخر نمی توانم تحسين خود را از اين نوشته ات ابراز نکنم . فوق العاده انسانی و شايسته فراسو . من نيز چون حميد عزيز فکر می کنم حقوق بشر يک امر فرا ملی و دستاورد همه انسانيت هست و نقض آن و تجاوز به آن در هر شرايطی و در هر کجا محکوم هست .
نا مه عزيز و شرق هم توقيف شد تا پرونده نقض حقوق بشر در ايران سنگين تر از هر زمان ديگری باشد . سازش در برابر قدرت های بيگانه و سرکوب در داخل برای آزاديخواهان
---------------------------------------------------------------------------------------
سینا موحد :
سلام خدمت خرس مهربان
1) شما چهار آيه نوشته ايد كه ترجمه تمامي آنها مخدوش است. قاتلوا به معناي بجنگيد است نه بكشيد
2) اين كه دولت جمهوري اسلامي چند نفر را اعدام كرده است نه ربطي به من دارد و نه به اسلام. همانگونه كه زندان گوانتانامو ربطي به دموكراسي ندارد و حكومت شوروي ربطي به ماركس .
بهتر است حق را به حق بشناسيم نه به افراد و حكومتها.
3) چه كسي گفته است از دستاوردهاي مدرنيته استفاده نكنيم. من مي گويم مدرنيته "يك" چيز نيست. من مي توانم به سبك شما از شما بپرسم چرا شما بنز آلمان را خوب ميدانيد ولي نازيسم رانه؟ چرا دموكراسي را خوب ميدانيد ولي ماركسيسم - استالينيسم را نه ؟ مگر همه اينها حاصل دوران مدرن نيست؟
4 ) البته در اينكه در كشورهاي صنعتي به مدد سالها استعمارگري وضعيت اقتصادي بهتر از ايران و افعانستان است كه شكي نيست . اما برابري شوخي است. اگر به اين كشورها تشريف برده باشيد ميدانيد چه مي گويم . اگر هم نبرده ايد لابد شورش سال گذشته حاشيه نشينان پاريس را فراموش نكرده ايد. بجز كشورهاي اسكانديناوي وكانادا ( آنهم بطور نسبي ) در ديگر كشورهاي اروپا يي و بخصوص امريكا در هيچ زمينه اي برابري نخواهيد ديد.
5) من نيز مانند شما طرفدار دمكراسي و برابري انسانها هستم ضمن اينكه اعتقاد دارم كه حقوق بشر ضامن برابري انسانها نيست و ضمن اينكه غرب را قبله آمال خود نمي دانم و مدرنيته را دستاورد چندان مهمي براي بشر بشمار نمي اورم. مدرنيته در كنار الطافي كه به بشر ارزاني داشته بسياري صدمات رواني نيز به وي وارد آورده است و موجب از خود بيگانگي انسان شده است .اما همانطور كه منتقد مدرنيته هستم منتقد سنت نيز هستم و راه رهايي را بازگشت به سنت نمي دانم.
6) تفكري در جهان وجود ندارد كه نتوان از آن استفاده ابزاري كرد مگر غرب از حقوق بشر و دموكراسي و مبارزه با تروريسم استفاده ابزاري نميكند؟ تنها راه رشد فكري انسانها ست. كما اينكه معصوم فرمود عليكم بالدرايه لا بالروايه
شما بايد تيزبيني داشته باشيد و به هدف ما ( اسلام ) توجه كنيد نه به نقل روايات.
در مورد احمد فعال هم حق با شماست ايشان آقاي احمد سلامتيان نماينده دور اول مجلس است كه چون نحوه تگارش و خط فكري وي شبيه بني صدر وي را با بني صدر اشتباه گرفتم .
و نكته آخر
ترورسيم چه در سنت رسول اكرم و ائمه اطهار و چه در فقه شيعه حرام است . عدم اقدام به ترور ابن زياد توسط مسلم بن عقيل در خانه هاني بن عروه در تاريخ ثبت است. مي گويند كه گروه مؤتلفه هم نتوانست فتواي آقاي خميني را براي قتل منصور بگيرد و براي اين منظور به آيت الله ميلاني متوسل شد.
ارهاب در قرآن به معناي ترساندن است نه ترور.
------------------------------------------------------------------------------------------
خرس مهربان :
سلام حميد عزيز و دوستان عزيز
اقا سينای عزيز
۱- من سواد قرانی ندارم در نتيجه نمی توانم در مورد آن آيه ها و ارهاب بحث کنم آنها را فقط نقل کرد. من اطلاعات مذهبی يا ضدمذهبي زيادی ندارم. ولي آْن نمونه ها در تاريخ سيره مسلمان ها و هم در آيات و احاديث به كرات ديده ميشود ( و هكدا در اديان ديگر ) البته من نه علاقه اي به آنها دارم و نه سوادش را ولی احتمالا با كمي تلاش در كتاب و اينترنت ميشود پيدايشان كرد.
۲- دقيقا اين كشتار چون به نام اسلام و مسلمان ها انجام شده است . در درجه اول به آنها ارتباط دارد همچنان كه كشتار هاي استالين به آموزه هاي ماركسيستي و زندان گوانتامونا به دموكراسي امريكايي. دقيقا چون اين كشتار ها با استناد به دين مبين انجام شده است بايد حجج و ايات اين دين و علاقمندان به آن بيشترين عكس العمل را داشته و اعلان برائت كنند همچنان كه آيات عظام شريعتمداري قمي طباطبائي محمد روحاني و در آخر حسينعلي منتظري اينگونه كردند. همچنان كه ماركسيست ها براي ادامه حيات شان بايد مرزبندي خود را با كشتار هاي استاليني و ليبرال ها با كابوهاي امريكايي اعلان كنند در غير اي صورت بايد اين اعمال را به پاي آن آموزه ها نوشت.
۳- دوست عزيز درست هست که هر سه محصول مدرنيته هست ولی تجربه بشری می گويد که آن چند مورد به کشتار و نابودی منجر شده و دموکراسی به پيشرفت و توسعه . آن يکی ها در چند کشور امتحان شد و جواب نداد این يکی در ده ها کشور باعث توسعه و پیشرفت شده است .
۴- دوست عزیز اینجا هم محل شک و شبهه هست با اینکه قبلا استعمار و امپریالیسم راعامل همه عقب ماندگی ها می دانستم الان اینگونه فکر نمی کنم شاید زیادی تحت تاثیر جواد طباطبائی قرار گرفته ام . آن کشور ها اول مرحله ای از رشد و ترقی را در همه زمینه ها طی کردند بعد شدند استعمار گر و اگر مثلا ایران افغانستان یا کره شمالی این اقلاب علم یو صنعتی را طی می کردند آنها میشدن مثلا استعمارگز و غرب و مستعمره !! شايد اين توضيح کمی اضافه بود ولی منظورم اين بود که اين کشور ها عقب مانده شدند نه به دليل استعمار بلکه به دليل انحطاط .
گاهی فکر می کنم شوخی می فرمائيد ( نه برابری مطلق ) وقتی همه مارکسيست ها و بنيادگرايان و... به غرب پناه می برند نشانه اين هست که برابری و فرصت های عادلانه تر زندگی در آنجا بيشتر هست . حتی در آن شورش که عده ای جهان سومی پاريس را به اتش کشيدند
حتی در آن شورش که عده ای جهان سومی پاريس را به اتش کشيدند چند هزار نفر تيرباران زنزنداني و فراري شدند اعتراض هاي بسيار ملايم تر از ان در ايران كره شمالي چين عراق صدام با چه عواقبي روبرو ميشود.
۵- دوست عزيز خوشحالم كه هر دو طرفدار دموكراسي و حقوق بشر هستيم . دوست خوبم حقوق بشر و قوانين تكميلي و الحاقي آن بهترين دستاوردهاي انسان تا همين الان در اين زمينه هست ممكن هست در اينده اصولي بهتر از ان هم نوشته شود ولي الان اين بهترين اصولي هست كه در سايه آن برابري انسان ها نه بطور مطلق بلكه بيشتر از گزينه هاي ديگر تضمين ميشود . به نظر من مدرنيته يكي از مهم ترين دستاورد هاي بشري هست كه قابل قياس با چيز ديگري نيست . غرب از آن چنان پبشرفت حيرت انگيزي بز خوردار هست كه به راستي غبطه بر انگيز هست. دوست عزيز انتقاد از سنت و مدرنيته در يك سطح نيبست انتقاد از مدرنيته به منظور اصلاح آن و انتقاد از سنت به معناي چيزي هست كه ديگر زمانش سپري شده است . خوشحال از اينكه هيچكدام خواستار بر گشت به سنت نيستيم . توهمي به نام بازگشت به خويشتن اسيا در برابر غرب و رويايي به نام آنچه خود داشت ز ...كه سال هايي بهترين استعداد هاي ما را هرز داد
۶- دوست خوبم البته همه افكار قابليت سو استفاده ندارد مثلا حقوق بشر يا ليبراليسم . آيا اقاي احمدي نژاد مي تواند حتي به عنوان ابزار از ان استفاده كند و يا استفاده ابزاري كه از حقوق بشر ميشود با اسلام قابل مقايسه هست ؟
۷- البته فقط به قصد شوخي : آقاي احمد سلامتيان هم احمد فعال نيست ايشان از جبهه ملي خارج كشور ( دانشجويان كنفدراسيون ) بود نماينده اصفهان در دور اول و البته از نزديكان اقاي بني صدر كه خانواده ايشان همچنان مشغول شغل شرف توليد گز اصفهان هستند كه انصاف هم خوشمزه هست و گاهي من تبريز هم مي خرم .
در اخذ دوست عزيز با پوزش از اينكه خيلي وقت شما و حميد عزيز را گرفتم . آن چه در ايران مي گذرد يك فاجعه عظيم هست . ممكن هست چون ادم هاي رمان كوري به آن عادت كنيم ولي اين از هولناكي آن چيزي كم نمي كند . هم چنانكه قربانيان نازيسم و كمونيسم تلاش مي كنند تا با نشان دادن ابعاد آن فاجعه جهان را از آن دور كنند ما نيز بايد به عنوان فربانيان اين فاجعه و نسل كشي بايد با به تصوير كشيدن ان جهان را از ان اگاه كرده و نسبت به تكرار آن هشدار دهيم انچه بر ما ميگذرد مشابه نقض چند مورد حقوق انسان ها يا كتك زدن پليس و غيره نيست . فردا يا پسين فردا اگر امكانش را داشتيد باز هم صحبت مي كنيم .
---------------------------------------------------------------------------------------------------
سینا موحد
با سلام خدمت خرس مهربان
مطلب من را داده است. ديدم كه مطالبي كه سروش گفته است بر عكس در تائيدحرفهاي من است مباحتي مانند واحد نبودن مدرنيته و دست به گزينش زدن در رويكرد به آن از مطالبي است كه من قبلا مستقيم يا غير مستقيم به آنها اشاره كرده بودم. البته تقسيم بندي دين به هويت بخش و حقيقت آموز و همچنين پيش بيني آينده دين از نظر ايشان را قبول ندارم . خود ايشان بارها گفته است كه پيش بيني آينده كار پيامبران است ولي نمي دانم چرا خود ايشان اين همه به پيش بيني كردن علاقه دارد.
اما پاسخ شما:
1) اگر انسان در مورد مطلبي اطلاعات لازم را ندارد تقواي علمي ايجاب مي كند كه درباره ي آن سكوت اختيار كند و اگر چيزي درباره آن مي شنود از چند نفر پرس و جو كند.
2) من بعنوان كسي كه كتابهاي ماركس را مروري كرده است با آنكه ماركسيست نيستم بصراحت مي توانم بگويم اعمال حكومت شوروي ربطي به ماركسيسم ندارد خواه كسي از ماركس دفاع بكند يا نكند من با بصيرت خودم حركت مي كنم نه با رد و انكار با قبول و ابرام ديگران.
در ضمن در ارتباط با مسايل سال 78 اولين كسي كه تاوان اعتراضاتش را پس داد آيت الله منتظري بود.
3) از نظر شما استنباط من اين است كه هر چه مدرن است خوب نيست و ما بايد ملاكهايي براي گزينش داشته باشيم كه البته همان مطالب قبلي من است بنابراين كسي مي تواند از اينترنت و تلويزيون استفاده كند اما برخي از مظاهر مدرنيته را نپذيرد. ملاك از نظر شما پيشرفت و توسعه است كه البته من آن را فقط بعنوان يكي از معيارهاي نقد و گرينش مي پذيرم
4)اگر به نوشته من مراجعه كنيد من درباره ي عقب افتادگي خودمان چيزي نگفته ام بلكه درباره يكي از كليدي ترين دلايل پيشرفت غرب صحبت كرده ام. بخش مهمي از پيشرفت غرب مرهون استعمار است . علل عقب ماندگي ما بسيار است كه فعلا درباره ي آن صحبت نمي كنيم
در ضمن اين كه مردم جهان سوم و مخالفان ماركسيسم به غرب پناه مي برند دليل وجود برابري در آنجا نيست به دليل وجود آزادي در آنجاست. البته شرايط مادي همانطور كه قبلا گفته ام بعلت فرصتهايي كه استعمار در اختيار غرب گذاشت بسيار بهتر از جهان سوم است و اين باعث بالا رفتن سطح كلي زندگي مردم آن ديار نسبت به كشورهاي جهان سوم است. يك حساب سرانگشتي بكنيد از طول سالياني كه غرب نفت ايران را به غارت برد تا سال 50 كه نفت قيمتي متعادل و قابل قبول در بازار يافت. آنوقت متوجه مي شويد چه مي گويم. البته ما هم بي تقصير نبوده ايم اما موضوع فعلا اين نيست.
در ارتباط با عدم خونريزي بعد از شورشهاي پاريس حق با شماست بهر حال آنجا دموكراسي حاكم است در اين كه ما شك نكرده ايم. هرچند مسايل پيچيده اي هم وجود دارد مانند اينكه بعضيها احمقند و با شمشيرسر مي برند بعضي ها زيرك و با پنبه ، بماند براي بعد.
6) احمدي نژاد تفكرش متفاوت است ولي آقاي بوش از ليبراليسم و حقوق بشر استفاده ابزاري ميكند
فكر ميكنيد اين لشگركشيها چگونه براي مردم غرب توجيه مي شود.
7) ما به چيزي عادت نكرده ايم اما قصد هم نداريم از چاله دربياييم و به چاه بيقتيم.
--------------------------------------------------------
خرس مهربان
سلام . حميد عزيز هر بار اوج می گيرد . نوشته های اخيرش سرشار از ارزش های انسانی هست که به بهترين نحو ممکن از آن دفاع می کند . نوعی زيبايی و بلوغ در آن موج می زند آن را که می خوانی احساس آرامش می کنی حتی اگر از تخی ها بگويد . ذهن ات آن را پس نمی زند به دل می نشيند . اززاويه ای ديگر در چند پست اخير حميد به خوبی توانسته بحث را در مسير درست و دلخواه خود به پيش برد و دغدغه های خود را در مورد آن در معرض ديد ديگران قرار دهد و حساسيت انان را برانگيزد . از اين نظر پست های اخير با محوريت نقد ليبراليسم و نظرات دوستان عزيز ارشيو جالبی هست که با بازخوانی انان موضوع شفاف تر ميشود . روزگاري شبح عزيز هم استادانه در وبلاگش اينگونه مي كرد . من انجا هم چون فراسو بسيار مي اموختم منتهي چون شبح ماركسيت بود مهمانان هم اكثرا چپ بودند اينجا صاحب فراسو مومني هست پرشور لاجرم ميهمانان هم اكثرا اين گونه هستند .
۱- وبلاگ يكي از بهترين رسانه هايي هست كه تكنولوژي به ما ارزاني كرده است . وبلاگ بشدت در خدمت فرديت ما هست ما در برابر آن عريان ميشويم . با تمامي احساسات مان عشق و نفرت هايمان حشم و مهر هايمان . وقتي در برابر عكس هاي كودكان قرباني لبنان كه حميد عزيز مي گذارد كه هر كسي را متاثر مي كند، مي نويسم متاسفم فقط همين و نه بيشتر . مي توانستم بنويسم دلم كباب شد ولي نمي نويسم چون احساس واقعي من نيست من در طول جنگ لبنان هيچگاه تحت تاثير قرارنگرفتم نه آن عكس ها را به دقت نگاه كردم و نه اخبار آن راپي گرفتم. در برابر اعتراض حميد نوشتم دلسنگ شده ام ولي موضوع فقط آن نبود همه اش فكر مي كردم كه يك مشت تروريست كه با دلار هاي ايران مسلح شده اند به خاطر منافع خود يااربابان خود در ايران لبنان را به آتش مي كشند و اين نمي گذاشت كه آن تصوير انساني در ذهنم شكل بگيرد. پس اين را به صراحت در وبلاگ مي نويسم زيرا مي خواهم خود واقعي خود را آنجا ببينم بي هيچ روتوش و گريمي
. اين تفصيل را به خاطر آن نوشتم كه دوست مان سينا توصيه كرده بود كه تقواي علمي ايجاب مي كند كه آدمي چنان يا چنين ننويسد و من فكر مي كنم كه عرياني در وبلاگ به تقواي آن مي چربد .
۲- چرا من كه بيشتر يا پيشتر علائق چپ داشته ام از جامعه اي ليبرال يا ليبرال دموكراسي دفاع مي كنم شايد برخي از دوستان بگويند چون از پاراديم مسلط زمانه تبعيت مي كنيد آن موقع چپ مد بود الان راست . ولي دلايل ديگري هم هست يك دليل ساده اينكه در يك جامعه ليبرال مي شود سوسياليست بود و ماند و براي آن تلاش كرد ولي در يك جامعه غير ليبرال چون جمهوري اسلامي يا شوروي كمونيستي يا كره شمالي نه . مشابه اين موضوع را قبلا براي شبح و احتمالا حميد در فضيلت جامعه سكولار نوشته ام كه در جامعه اي سكولار مي شود ديندار بود و از آن لذت برد ولي چنين چيزي در مثلا جمهوري اسلامي ممكن نيست يابسيار دشوار هست
۳- حميد عزيز مي گويد (ای کاش جهان به گونه ا ی بود که می شد همه مشکلاتش را با گفت و گو حل کرد ! اما افسوس ! همه ما خوب می دانيم که نيست) حميد عزيز آن كونه كه خود نوشته اي حداقل آن اين هست كه ايده هايمان را مي گوئيم سئوالات مان را مي پرسيم گاه جواب هاي موجهي مي دهيم و مي شنويم و چه بسيار مي آموزيم و البته شفاف مي شويم و شفاف مي سازيم . و علاوه بر آن ديگري را كشف مي كنيم . كشف مي كنيم دوستاني را كه همچنان به آرمانهايشان و ارزوهايشان پايبند هستند و دل در گرو زندگي روزمره و داد و ستد هاي مرسوم نداده اند و اين خود كم دستاوردي نيست . و اما در مناسبات كلان مي گوئي اگر نتيجه نداد و اگر همه راه ها بسته شد چه ؟ حميد عزيز فرض كنيم كه شق دوم انتخاب شد
فرض كنيم آن كودك آن مسلسل رابدست گرفت فرض كنيم بعد از دادگاه آن استاددانشگاه در سال هاي ۴۰ پيش بيني اش به وقوع پيوست و او و يارانش آخرين زندانياني بودند كه به روش مسالمت آميز مبارزه مي كردند و جوانان بعدي با سلاح وارد ميدان مي شدند فرض كنيم هشدار ديگري در سال ۵۸ به وقوع پيوست و با بستن در هاي پارلمان جوانان درهاي ميدان مبارزه را گشودند . نتيجه همه آن چه بود ؟ آيا با وجود اين همه ستاره ما به مقصد رسيده ايم .
حميد عزيز تقريبا همه ما از زير شنل بهرنگي طالقاني شريعتي شاملو ساعدي حنيف نژاد پويان ....بيرون آمده ايم و هميشه هم به ياد آنان هستيم طنين صدايشان در گوش مان كلماتشان در جلوي چشم مان هست .و اين باعث نميشود كه آنان را نقد نكنيم و البته كسي هم آنها را تروريست نمي نامد تروريست كسي هست كه بخاطر منافع مادي خود و در دفاع از آن افراد بيگناه را مي كشد و بر عكس قهرمانان ما هميشه به خاطر منافع مردم از همه چيز خود گذشته اند آنها نمونه هاي با ارزشي از ايثار و فداكاري هستند .اما حميد عزيز محمد قائد در مقاله اي در مجله خوبش لوح نوشت كه تعداد شهداي دانشگاه شريف از تعداد مهندسان فارغ التحصيلش در سال هاي ۵۰ بيشتر بود .
حال شق ديگر را بررسي كنيم . اگر آن قهرمانان مي ماندند چه ميشد ؟ كساني كه با وجود زمان بسيار كمي كه داشتند اكثرا قبل از ۳۰ سالگي كشته شده اند و در همان زمان كوتاه آن همه خلاقيت داشته اند اگر فرصت بيشتري داشتند در جامعه چه موج هايي بر مي انگيختند ؟ آيا آنان كه ماندند ارزش هاي كمتري خلق كردند ؟ ظاهرا حتي برخي به اعدام محكوم نشده بودند و بايد چنان دفاعي مي كردندكه حكم اعدام مي گرفتند (محمد حنيف نژاد )
۴- حميد عزيز من نگفتم كه اين خشونت محصول نگاه مذهبي هست ولي به نظر مي رسد قرائتي از دين مي تواند چنين محصولي داشته باشد و اين كه محصول رخت بر بستن حقيقت از دنياي فلسفه جديد چنين محصولي مي دهد نمي دانم واقعا نميدانم
سيناي عزيز . در مورد ۱و ۲ در سطور بالا اشاره هايي داشتم در مورد بند ۳ كه هر كدام نظر مان را شفاف بيان كرديم. ۴- در مورد عقب ماندگي و استعمار هم هر دو حرف هايمان را شفاف گفته ايم . و البته من همچنان بر اولويت عوامل دروني تاكيد مي كنم بسيار پيش از انكه مخازن بزرگ نفتي ايران كشف شود و ان را استعمار به غارت برد ايران به دوران ركود و عقب ماندگي وارد شده بود . ۶- دوست عزيز از هر چيزي ميشود استفاده ابزاري كرد ولي هر استفاده ابزاري قابليت تبديل به يك فاجعه را ندارد . واقعا استفاده ازاري با كمونيسم اسلام يهود ميحيت و استفاده ابزاري از حقوق بشر يك سان هست . امريكا در عراق چند نفررا كشت و صدام هر سال چند نفر را مي كشت و بنياد گرايان چقدر در عراق مي كشند .
از بهنام عزيز هم چون هميشه مي اموزم از اولين يادداشت هايي كه از او خواندم در مورد مد در وبلاگ اواز پر جبرئيل تا الان . و البته نقدش را هم قبول دارم . ان چنان در شرايط نا متعارف و وحشتناك زندگي مي كنيم كه فرصت هيچگونه عمقي را پيدا نميكنيم . من اعتراف مي كنم كه اكثر مواقع افكارم واكنشي هست در مقابل كار هاي مافياي حاكم .بهنام عزيز بسياري ليبرال دموكراسي را نقد كرده اند و البته باز هم نقد كرده اند ولي باز با تملامي معايبش قابل مقايسه با آنچه بر ما مي رود نيست . تمام حرف من اين هست كه اگر چه نقدهاي فراواني بر ليبرال دموكراسي وارد هست ولي هيچكدام آنان آنچه را كه بر ما مي گذرد توجيه نمي كند هر چيزي كه ما را از شرايط فعلي برهاند گامي به پيش هست رفتن از شرايط فعلي به نوعي ليبرال دموكراسي از چاله در آمدن و به چاه اقتادن نيست