تبليغاتX
گفتگو های خرس مهربان -

گفتگو های خرس مهربان

آدمی عشق زندگی فرهنگ و ......................

انقلابیون انقلاب ۵۷ دو قسمت کاملا متمايز دارد گروهی عبارتند از اقشار متوسط شهری که به دليل اشنائی با ارزش های انسانی مدرن چون حريت و مساوات ازادی و عدالت حقوق بشر و دموکراسی برای آن ۱۰۰ سال تلاش کرده بودند و ودر سال های ۴۰ و ۵۰ با شاه به عنوان سمبل استبداد خود کامگی عقب ماندگی مبارزه می کردند . گروهی ديگر که اکثريت را تشکيل می دادند عقب مانده ترين اقشار اجتماعی بودند که از اعماق جامعه بيرون می امدند انها به دليل محروميت و عقب ماندگی مطلق تاريخی با تمام مظاهر مدرنيته مخالف بودند سينما ها را بانک ها را اتش می زدند با احزاب و سندکا ها مخالف بودندو منحل کردند با دانشگاه ها موسسات آموزشی مدرن مخالف بودند و بستند با آزادی زنان و شعار يا روسری يا تو سری شان چون پتک بر سر زنان فرود آمدند.

نمايندگان گروه اول از میان تحصيل کردگان تجار و صنعتگران متوسط شهری اما گروه دوم ميليون ها حاشيه نشين بودند که لومپن ها میدانی ها باجگیر ها آنها را نماینگی می کردند و همیشه حامی و پشتيبان استبداد حاکم بودند آنان که در سايه افزايش قيمت نفت و تحصيل رايگان توانسته بودند فرزندان شان را به دانشگاه ها بفرستند و در سايه بهبود وضعيت بهداشتی شديدا جمعيت خود را افزايش داده بودند آماده ایفای نقش بزرگ تری می شدند. دانشگاه ها که سال ها سنگر ازادی خواهی بود با افزایش تعداد این دانشجو ها به سنگر نیروهای ارتجاعی تبدیل شدند این دانشجویان با تهدید و سرکوب بقیه دانشجویان در دهه ۵۰ ابتکار عمل را بدست گرفتند به طوریکه احمدی نژاد و اکثر مسئولین فعلی مافیای حاکم از همان دانشجویان هستند. در واقع در انقلاب ۵۷ گروه دوم که می دید پایه های حکومت شاه ضعیف میشود به سرعت وارد میدان شد و با ساختن شعار خدا قران خمینی به جای شعار قبلی خود خدا شاه میهن استبداد دیگری را بنیان نهادند

این گروه با استفاده از افزایش جمعیت خود و با استفاده از دلارهای نفتی (در حالیکه گروه های مترقی چون فدائیان مجاهدین جبهه ملی نهضت ازادی ...در زیر سرکوب شاه شدیدا ضعیف شده بودند ) چنان با قدرت وارد صحنه شدند که بقیه مخالفان مجبور به به همراهی با آنان شدند . این گروه بعد از پکست شاه آماده سرکوب گروه های مترقی و پیشرو شد و شد آن چیزی که همه دیدیم.

پست جديدتان را الان ديدم قسمت ۵ مطهری . البته او با اينها فرق داشت . مطهری جز مجموعه ای از نيروها و افکار متفاوتی بود که اولويت اصلی شان مبارزه با چپ و مدرنيته بود اين نيرو ها از مطهری و نراقی تا بقائی و فرديد و .....که بيشتر در طرف شاه بودند ولی با برامدن نيروی جديدا سريعا به حمايت از ان پرداختند .

سلام دوست عزيز در اين مطلب که شاهی رفت و امامی آمد به مقدار زيادی جو ان روز را نشان داديد . شايد خيلی از ما در همان روز همان احساس را داشتيم . ولی انکه غربال دارد از پی می ايد زمان نشان داد که انگونه نبود // کسی ۱۰ سال يک تئوری را يک نوع روش حکومتی را درس داد چند ماه حتی از آن يک کلمه نگفت و گفت ازادی دموکراسی جمهوری مثل بقيه دنيا و بعد سال ها أن روش حکومتی را با قيد مطلقه اجرا کرد // در ضمن او رهبري طيف گسترده‌اي از نيروهاي سياسي و اجتماعي را نداشت بلکه آن نيروها با ديدن اين نيروی شگفت انگيز تازه به ميدان آمده شوک شده بودند شوکی به تمام معنی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 10:33  توسط خرس مهربان   |