انتخابات ریاست جمهوری
و برخی دوستان در جواب نوشتند
ميلاد :
بچه ها اين خرس بود يا نماينده ي حسني؟
من پيشنهاد مي كنم 2 گروه متخصص تشكيل بديم:
يكي بررسي ساختار شناسي و سيستماتيك كامنت خرس عزيز كه در اين زمينه شاهكار فرموده اند.
دومي كميته اي براي بررسي پيشنهاد اين عزيز فعال كنيم.
* اولا حکومتی که بعد از ۲۶ با داشتن سالی ۲۰ ال ۳۰ ميليارد دلار درآمد نفتی، درآمد سرانه اش به همان اندازه ۲۶ سال قبل باشد هيچ کارامدی و کارايی ندارد دوما حکومتی با اين همه کشتار سرکوب و با نقض همه حقوق انسانی ما مشروعيت ندارد سوما اساسا حکومتی به معنی عرفی وجود ندارد بلکه گروه های مافيايی ثروت و قدرت هستند که به پشتيبانی سرکوب مداوم حکومت می کنند.
* ما کشور و حکومتی می خواهيم بر اساس دموکراسی و حقوق بشر پيشرفته و مدرن ، مرفه و آباد
* اما نه قدرت تغيير وضعيت حاکم را داريم و نه توانايی ايجاد وضعيت بهتر را
* نه تحريم انتخابات و نه شرکت در آن به خودی خود واجد هيچ ارزشی نيستند آنچه مهم است اينکه کداميک به ما کمک می کند از وضعيت فاجعه بار موجود به وضعيت بهتری برسيم . کدام يک اميد تغيير وضعيت بيشتر و بهتری دارد
* به نظر من تو اين کشور که هيچ تشکل سياسی اجتماعی مدنی فعال و فراگيری وجود ندارد و سرکوب مداوم چند دهه همه آنان را خشکانده است انتخابات تنها بستری هست که آستانه تحرک جامعه بالاتر می رود و موقعيتی فراهم ميشود برای بيان خواسته ها و ارتقا مطالبات ترقيخواهانه و از دست دادن چنين فرصت هايی متاسفانه جايگزين ندارد .
* تحريم انتخابات تنها موقعی گامی به جلو خواهد بود که به صورت فعال انجام گيرد يعنی هواداران آزادی حقوق بشر دموکراسی به صورت فعال در کوی برزن و کوچه و خيابان آن را اعلام کرده و به دنبال انتخابات آزادنه سالم و دموکراتيک باشند .
* به نظرمن بهترين حالت ممکن معرفی يکی از فعلان و کوشندگان آزادی و دموکراسی و حقوق بشر چون ناصر زرافشان يا اکبر گنجی يا شيرين عبادی يا هرکسی که در اين مدت وفاداری خود را به اين آرمان ها نشان داده است منظورم از اسم بردن فقط اين افراد نيست بلکه يکی از اين افراد يا هر کسی ديگری را می توان کانديدا کرد و برای تائيد و حمايت اش به خيابان ها ريخت. متاسفانه اين گزينه مطلوب به دليل ضعف و پراکندگی شديد فعلا امکان پذير به نظر نمی رسد
* آخرين راه حمايت از دکتر معين و تاثير بر جهت گيری آن هست يعنی ميشود با ايجاد حمايت گسترده مردمی از دکتر معين برنامه ها و خواسته های او را تا حد امکان راديکاليزه و سطح مطالبات ترقيخواهانه ازادی دموکراسی حقوق بشر پيشرفت و مدرنيزاسيون نزديک تر کرد . واقعيت اين هست که بخشی از پشتيبانان معين و قشر جوان تر مشارکت با دوری هر چه بيشتر از قدرت و مافيای حاکم امادگی بيشتری برای وارد شدن در جبهه دموکراسی خواهی دارند به نظر می رسد که انان نيز چون دفتر تحکيم و گنجی به صورتی برگشت ناپذير وارد اين جبهه ميشوند.
* من خودم هنوز حيرانم و تصميم قطعی نگرفته ام ولی به نظرم گزينه آخر گزينه معقول تری هست هر چند که متاسفانه با فضای سرد و بی تفاوت جامعه فرصت زيادی برای اين کار نمانده است و جامعه کماکان به طرف تحريم می رود . به قول قديمی ها شب آبستن هست تا چه زايد سحر
این چند روزی یادداشتی با این مضمون در چند وبلاگ گذاشتم
" سلام دوست عزیز . این یک فرصت استثنايي هست برای معین اگر بتواند استفاده کند الان که از فیلتر گذشت می تواند با طرح شجاعانه مطالبات مترقی مثل دموکراسی و حقوق بشر و حمله به مافیای اقتصادی و صاحبان اسکله های اختصاصی و صاحبان انحصارات اقتصادی حاکم و خواست آزادی زندانیان سیاسی عزل اعضای شورای نگهبان و افرادی چون قاضی مرتضوی پیگیری قتل های زنجیره ای و قتل زهرا کاظمی و کاظم سامی و... هم سطح جنبش را ارتقا دهد و هم مي تواند با دعوت از همه طرفداران دموكراسي و حقوق بشر جان تازه اي به جنبش بخشد هم انتخابات را به رفراندمي شفاف و تعيين كننده تبديل كند ميشود تهديد را به فرصت تبديل كرد منتهي اگر بتوانند از طمع قدرت بگذرند."
و دوستی چنین جواب داد
کسی نیست به ایشان بگوید آخر به قولی از کوزه همان برون تراود که در اوست و اینکه این چه انتظاراتی است که از این معین داریدها. مگر همین خاتمی فرصتهای استثنائی کم برایش پیش نیامد؟ توانست و یا خواست از آنها استفاده کند که حالا معین بکند؟ و از آنجایی هم یا اینکه حافظه تارخی ندارند و یا خودشان را زدهاند به کوچه علی چپ سابقه جناب معین را هم در این رژیم فراموش کردهاند بخصوص نقش وی را در انقلاب به اصطلاح فرهنگی. میگم شاید هم به بعضی ها هم خیلی ... و یا خودشان را به ... زده اند. شما چه فکر میکنید؟
موناجان ترا نمی دانم کجا بودی ولی من روزی که آقای خاتمی وزرایش را به مجلس معرفی می کرد در تهران بودم. باور شاید نکنی حدودا 3 بعدازظهر آدم توی خیابانهای تهران پیدا نمی شد،چون جریان از رادیوو تلویزیون پخش می شد، این مردم تویه خانه ها مانده بودند. من هم که « توریست» بودم. شوروشوقی که مردم داشتند بی نظیر بود. هر جا می رفتی از همین صحبت ها بود که خودت نمی دانم از کجا نقل کرده ای. خود خاتمی هم درمعرفی وزرا- وقتی دو سه تائی به مخالف با مهاجرانی و یکی دیگر سخن گفته بودند، با نمایندگان تشر زد که نمی دانم چند میلیون به نظر شما جواب رد داده اند، شما هنوز دست بر نمی دارید. خوب دوست عزیز این شور وشوق به کجا رسید؟ چه دستاوردهائی داشته ایم؟ هم قتل های زنجیره ای اتفاق افتاد، هم بستن فله ای مطبوعات هم بگیر وببند عملن هر کسی که بخواهند. تازه به جای « جامعه مدنی» که وعده می دادند، در عمل یک « جامعه زدنی» درست کرده اند. مشکل ایران این است که تا ساختار سیاسی از اساس دگرگون نشود با معین که سهل است حتی اگر خود چه گوارا هم رئیس جمهور بشود به جائی نمی رسیدیم . عزیز من وقتی تیغه کارد دستت نباشد، نمی توانی خربزه را ببری و تیغه کارد دست رئیس حمهور نیست. باز اقای احمدسیف نوشت : مدتی پیش هم در وبلاگ گفت و شنود سه نسل باز این بحث شروع شد
سلام دوستان خسته نباشین و با تشکر از حمید عزیز که خبرم کرد . دیروز خبر جالبی را از اخبار شنیدم که حمید عزیز هم به درستی متوجه ان شده است . خبر موافقت امریکا با پیوستن ایران به گات . متاسفانه در سال های اخیر اصلاح طلبان از این حربه استفاده می کردند که اگر مافیای حاکم بر کشور حقوق بشر یا دموکراسی را رعایت نکند اروپا و غرب و کذا واکنش نشان می دهد یا فشار های بیشتری وارد می کنند و برای رهایی از این فشار ها مافیای حاکم باید ازادی های بیشتری بدهد یا حقوق بشر را کمی بهتر رعایت کند . من چند بار هم نوشته بودم که حقوق بشر و دموکراسی لازم هست ولی نه برای کاستن فشار غرب بلکه به خاطر اینکه حقوق بشر و دموکراسی بهترین دست اوردهای بشری هست برای بهتر زیستن . الان هم به وضوح دیده شد که مافیای حاکم ترجیح می دهد که بیشتر به غرب باج دهد تا به مردم و غرب هم به صورت منطقی دنبال منافع خود هست تا نگران حقوق بشر در ایران . البته یک بار دیگر در سال های 60 هم مخالفان ایران این اشتباه را کردند یعنی فکر می کردند که دنیا نخواهد گذاشت در ایران یک قتل عام صورت بگیرد در حالیکه شد و کک دنیا هم نگزید . الان هم متاسفانه باز نگاه ها معطوف به خارج از کشور شده است و این یک انحراف بزرگ هست باید تلاش کرد که مدرنیته دموکراسی و حقوق بشر در کشور نهادینه و درونخیز گردد . انتخابات در کشور این بستر را فراهم می کند که با بالا رفتن استانه تحریک عمومی و با گفگو و نقد یکدیگر به این روند کمک کنیم . گفت و شنود سه نسل یکی از بهترین کارهاست.این یک فرصت استثنايي هست برای معین اگر بتواند استفاده کند الان که از فیلتر مافیای حاکم گذشته است می تواند با طرح شجاعانه مطالبات مترقی مثل دموکراسی و حقوق بشر و حمله به مافیای اقتصادی و صاحبان اسکله های اختصاصی و صاحبان انحصارات اقتصادی حاکم و خواست ازادی زندانیان سیاسی عزل اعضای شورای نگهبان و افرادی چون قاضی مرتضوی پی گیری قتل های زنجیره ای و قتل زهرا کاظمی و کاظم سامی و... هم سطح جنبش را ارتقا دهد و هم مي تواند با دعوت از همه طرفداران دموكراسي و حقوق بشر جان تازه اي به جنبش بخشد هم انتخابات را به رفراندمي شفاف و تعيين كننده تبديل كند. هر چند خود معین از مافیای حاکم بوده در این مافیا وزیر و کیل رئیس دانشگاه بوده او نیز مسئول بسیاری از ظلم ها که در انقلاب فرهنگی شده هست . اما من فکر می کنم انسان ها عوض می شوند تغییر می یابند اصلاح می شوند او الان می تواند نقش بسیار برجسته ای در مسیر دموکراسی و حقوق بشر ایفا کند و از گذشته خود کاملا فاصله بگیرد امیدوارم .
سلام ...می دانی که من خود بین شرکت و عدم شرکت مردد هستم . ولی اعتقادی هم به تحریم ندارم در شورای دوم هم رای دادم در مجلس هفتم هم تا اخرین لحظه موافق شرکت بودم تا زمانیکه شورای نگهبان کار را یکسره کرد و من هم شدم تحریمی ولی الان دارم به موضوع از زاویه ای دیگر فکر می کنم و ان تئوری خندق هست علیرضا علوی تبار ( مدتی هست که دیگر خبری از او نیست )در یکی از انتخابات تئوری خندق را داد و گفت که ما باید خندقی بین اصلاحات و ضد اصلاحات بکنیم که از ان نشود عبور کرد . الان این نیاز به نظرم شدیدا احساس میشود یعنی معین و دوستانش می توانند کاری کنند که این خندق ایجاد شود باید با مافیای حاکم و نهادهای آن مرزبندی مشخصی شکل بگیرد یعنی مافیای حاکم و نهادهای سرکوب آن چون شورای نگهبان صدا و سیما بخش هایی از قوه قضائیه نیروی انتظامی ابادگران اصولگرایان ارزش گرایان نه به عنوان یک نیروی سیاسی و اجتماعی بلکه به عنوان تروریست های حاکم بر کشور معرفی و تبلیغ شوند و در مقابل معین با خواست های مشخص و معین چون انحلال نهادهای سرکوب گر و فرمایشی عزل اعضای شورای نگهبان ازادی زندانیان سیاسی شکستن انحصارهای مالی مافیای حاکم موضع گیری کند و به عنوان ضمانت هم اعلام کند برای پیگیری هر کدام از این خواست ها به رفراندم یا هر روش دموکراتیک دیگر رست خواهد زد . این گونه می توان این انتخابات را به رفراندومی روشن و راه گشا تبدیل کرد ....
و من خرس مهربان در جواب نوشتم سلام دوست عزیز بسیار خوشحالم که خرسی که خود را به علی چپ زده و گوش و چشم خود را بسته با بی حافظگی تاریخی ! اگر کاری نکرده حداقل موجب سرور خاطر و تفرج آن عزیزان را فراهم کرده است //ولی تعجب من بیشتر از اقای سیف عزیز هست که قطعا حافظه تارخی خود را از دست نداده اند یادشان هست که قبل از دوم خرداد نه تنها قتل های زنجیره ای ( که 7الی 8 نفر بود ) با بیش از 100 نفر اتفاق افتاده بود بلکه یک نسل کشی تمام عیار اتفاق افتاد که ده ها هزار نفر قربانی شدند اگر روزنامه به طور فله ای توقیف شدند قبل از ان اساسا امکانی برای ان مقدور نبود
خرس مهربان:
اول این که تو هم عجب اسمی روی خودت گذاشته ای! ولی وقتی از حافظه تاریخی من سخن می گوئی، از کجای یادداشت من به این نتیجه رسیده ای که من منکر هیچ یک از این حرفهای تو هستم. من آن چه که می گویم این که با تمام این اوصاف مردم به آقای خاتمی امید بسته بودند ولی او برخلاف همه این امیدها درست کار نکرد. یادتان هست که خودش هم گفت که من در برابر نظام کوتاه آمدم. خوب این حرف اش یعنی چی! از کی تا بحال منافع آقای جنتی و آقای خامنه ای و دیگرانی که با انتخاب کسی به این مناصب نرسیده اند، منافع نظام است که ایشان دربرابرش کوتاه آمده باشند؟ از آن گذشته، آیا نظام را برای مملکت می خواهیم یا مملکت را برای نظام... حداقل کاری که می توانست بکند به قول دوستم هاله- در سرزمین آفتاب- این بود که استعفاء بدهد. در آن دوره ای که من دارم حرف اش را می زنم اگر استعفا می داد آجر روی آجر اقتدارگرایان بند نمی شد و کسی چه می داند شاید، شاهد تحولات اساسی در ساختاری سیاسی ایران می بودیم. الاسف که جناب آقای خاتمی این چنین نکرد. الان هم اگر من به جای آقای معین بودم با آن همه شعاری که برعلیه حکم حکومتی داده بودم حکم حکومتی را نمی پذیرفتم. آخر ما ایرانی ها کی باید سیاستمدارانی داشته باشیم که اهل زدوبند ومعامله نباشند! من بیش از این چیزی نمی گویم.
موفق باشی
نویسنده: خرس مهربان
باز حسن اقای عزیز در کامنتی برای هاله عزیز صاحب سرزمین افتاب چنینی نوشته بود
این مشکل را تنها ملت با نرفتن پای صندوقها می توانند حل کنند. اگر رفتند پای صندوق به این معنی است که یک رئیس جمهور تدارک چی را زیر سلطه ولی فقیه قبول می کنند در آن صورت باید به انتخابشان احترام گذاشت!!! گرچه این میان عده زیادی از ملت از این وضع زجر می شکند.
مردمی که می روند پای صندوقهای رای باید پاسخگوی این وضعیت باشن حالا از هر جناه که باشند فرقی نمی کند امروز خواندم که حزب توده فتوا داده که باید رفت پای صندوقهای رای.
و من خرس مهربان نیز در جواب نوشتم
سلام هاله عزیز و سلام حسن اقای عزیز ش ۷ یک سوال : چگونه میشود با نرفتن پای صندوق رای چگونه این مشکل حل میشود ؟؟ چرا باید چون بابک خسروی یا فرخ نگهدار هم این گونه فکر می کنند همه متهم به خیانت شوند . ایا فقط کسانی که پای صندوق می روند باید جواب بگویند و انها که تحریم می کنند معاف از پاسخگویی هستند
حسن اقای عزیز البته بگم که من هنوز در مورد شرکت و رای به معین مردد هستم ولی دوست خوبم واقعا ۸ سال خاتمی با رفسنجانی یکی بود و اینکه واقعا پیروزی قالیباف یا معین مساوی هست . اخر چرا من نوعی باید قالیباف یا لاریجانی را برای ۴ یا ۸ سال تحمل کنم شاید بگویید زمان را نمی شود عقب راند دیگر زمان ارتباطات هست و غیره ولی دوست عزیز ما که یادمان هست فاصله سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ مگر چقدر بود ؟ دوست خوبم اگر توانایی ایجاد و هدایت یک جنبش بزرگ برای دموکراسی و حقوق بشر را داریم بسم الله ! ولی اگر نداریم چرا باید با تحریم خودمان قالیباف یا لاریجانی و هاشمی را بر خودمان حاکم کنیم تا کی ؟
